تبليغاتX
اخبار داغ انتخاباتی قائمشهر
 
اخبار داغ از انتخابات مجلس هشتم در حوزه انتخاباتی قائم شهر، جویبار و سوادکوه
 

این هم آمار جویباری ها که بيشترين راي را به هم‌محلي‌شون دادند. بقيه هم تقريبا مثل جاهاي ديگه‌ي حوزه انتخابيه بود.

1-
محمد  حسين‌پور جويباري 18,866
2- عزت اله  اكبري تالار پشتي 6,863
3- سيد علي  ادياني راد 6,091
4- ولي رعيت 5,477
5- كمال عليپور خنكداري 2,454
6- محمد مهدي  باباپور گل افشاني 2,274
7- دلاور بزرگ‌نيا 1,819
8- رمضانعلي ملك 1,700
9- نادر مختاري افراكتي 524
10- ميكائيل فرج‌پور كردآسيابي 474
11- علي محمد  حسين زاده 240
12- عشقعلي  طالبي اتويي 198
13- ميررحيم نوربخش آهنگركلائي 156
14- حسینعلی عابدی ركابداركلائي  118
15- سيدصمد جعفري 51
16- افشين موسوي چلك 32
17- قاسمعلي عبدالله‌پور 23
18- محمد رضی محمدی كوچكسرايي 11

  نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 7:10  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

رفتم پمپ بنزين، ماشينم را 50 ليتر بنزين زدم، ديدم پُرِ پرُ شد، وقتي خواستم كارت بنزينم را در بيارم ديدم اصلاً كارت را توي پمپ نذاشته بودم. از متصدي پمپ پرسيدم كه بدون كارت بنزين زدم. متصدي با خنده گفت خبر نداري مگه؟ بنزين ديگه جيره‌بندي نيست. با خوشحالي تمام از پمپ بنزين زدم بيرون.
رفتم سازمان صنايع براي كار اداري‌ام، ديدم مديركل براي اينكه هميشه در را به روي مراجعه كنندگان باز بذاره و هيچ وقت نگن كه آقاي مدير جلسه داره در سازمان را از لنگه در آورده بودند. سازمان اصلاً در و چارچوب نداشت. داشتم مي‌رفتم توي اتاق بي در و پيكر مدير، كه يكهو مادرم صدام كرد. بابك! ريكا! راست بواش بور رأي هاده؛ وَچِه راست بواش...
اه، همش خواب و خيال بود. دوباره روز از نو، روزي از نو. مادرم منو حول و حوش ساعت 9 صبح جمعه 24 اسفند بيدار كرده بود به زور مي‌خواست اول وقت برم رأي‌ام را بدم. اصلا حال و حوصله بيرون رفتن رو نداشتم ولي حرف اول و آخر را حرف زور مي‌زنه و بس!
مامان! اين كارت ملي‌ام چي شده؟ من اينو لاي شناسنامه‌ام گذاشته بودم. كي اينو برداشت؟ همين‌طور داشتم غُر مي‌زدم كه ديدم كارت ملي توي جيب شلوارم بود. مثل اينكه از پارگي كيف پولم استفاده كرده بود و افتاده بود توي جيب.
توي اين شلوغي موبايلم هم زنگ زد. شماره‌ي آشنا بود. گوشي را گرفتم ديدم كه يكي از دوستان دبيرم هست. بعد از يك سلام و چاق سلامتي سرصبحي گفتش كه دكتر سلام رسوند گفت ما را فراموش نكنيد. گفتم دكتر؟ گفت آره، دكتر ادياني رو مي‌گم. خنده‌ام گرفت و گفتم نه ما كه آقاي ادياني را بعد از سالها تلاش در جهت ورود به مجلس و حضور مستمر در دوره هاي مختلف انتخابات مجلس فراموش نخواهيم كرد. كلي خوشحال شد و قطع كرد.
هر چي اصرار كردم كه اول صبحانه بخورم بعد برم راي بدم، مادرم قبول نكرد كه نكرد. بي‌خيال يك ليوان چايي شدم و راه افتادم به سمت مسجد. هوا صاف و آفتابي بود؛ نه زياد گردم؛ نه زياد سرد. جون مي‌داد براي راي دادن. داشتم مي‌رفتم ديدم يكي دور و بر مسجد وايستاده و به هر كي داره رد مي‌شه آروم مي‌گه «به كمال عليپور» راي بديد. يه مقدار جلوتر يك خانم ميانسالي وايستاده بود و حرفهاي جالبي مي‌زد. با زبان يا همون گويش مازندراني با صدايي بلند داد مي‌زد مي‌گفت: «امسال مردها خوب كت و شلواري مي‌پوشند. همه ايرانسل‌دار شدند. چند ساله رعيت چي‌كار كرده؟ نساجي رو بست، مردم را بيكار كرد، گاز رو هم رعيت قطع كرد و... فقط اكبري بايد بره مجلس تا همه رو نجات بده، نساجي را باز كنه و...». يادم اومدكه چند دوره پيش، همه اكبري را مقصر بسته شدن نساجي مي‌دونستند و اصلاً بخاطر همين 2 دوره نتونسته بود راي بياره. حالا ديدم كه چرخ روزگار چرخيد اين‌بار رعيت را زير گرفت. البته رعيت اين‌بار كه از ترس شايعات اصلا تبليغ درست و درموني هم نكرده بود چه برسه به ايرانسل و كت و شلوار نتونست محبوبيت بين مردم را بدست بگيره و وارد مجلس بشه. البته چندتا ديگه از دوستام هم همين‌جور صحنه‌ها را در صندوق‌هاي ديگه ديده بودند. انگار سازمان‌دهي شده بود.
بگذريم. داشتم وارد مسجد مي‌شدم كه يك سرباز نيروي انتظامي رو ديدم كه نشسته بود و آدمها را از روي بيكاري مي‌شمرد. يك خسته نباشيد بهش گفتم. وارد مسجد شدم ديدم كه بيشتر زحمت‌كشان اجرايي و نظارت از آشناها هستند با همه يك سلام و عليك كردم و دوستان زحمت ثبت اطلاعات شناسنامه و شماره ملي بنده را كشيدند. مسجد خيلي خلوت بود و تعداد متصديان بيشتر از راي‌دهندگان بود كمي نگران شدم كه نكند تعداد شركت كنندگان خيلي كم باشد –هرچند كه مثل اينكه غروب شلوغ شد و خلوتي صبح را جبران كرد- موقع نوشتن راي بودم و داشتم كد كانديداي مورد علاقه‌ام را پيدا مي‌كردم كه متوجه شدم يه بنده خدايي مثل اينكه نماينده يكي از كانديداها داشت برگه راي منو مي‌پاييد، از ميز فاصله گرفتم و رفتم راي‌ام را نوشتم و بالاخره داخل صندوق انداختم. موقع برگشتن يكي از طرفدارهاي سرسخت باباپور رو ديدم. با اين حال كه ديده بود من راي داده بودم و برگشتم ولي دلش طاقت نگرفت و گفت كه به باباپور راي دادي ديگه؟ من هم يك لبخندي زدم و اومدم خونه.
صبح روز بعد به يكي از بچه‌هاي هيات اجرايي زنگ زدم و بجاي اينكه ازش بپرسم كه چه كسي راي آورده، بهش گفتم ادياني اول – اكبري دوم – رعيت سوم شد؟ گفت آره. خدا را شكر كردم و آرزو كردم كه روزي انتخابات بدون تخريب و شايعه‌سازي و هرچه سالمتر برگزار بشه.
اما يادم اومد كه يكي از دوستاي نزديك ساروي‌ام يكي از طرفداراي پر و پاقرص يكي از كانديداهاي ساري است. زنگ زدم بهش گفتم كه رفيقت راي آورد كي شام بياييم خونه شما؟ گفت: من شام مفت ندارم بهت بدم. بهش گفتم من به همه مي‌گم طرفي كه تو طرفدارش بودي چند ميليارد پول بيت‌المال رو خرج كرد، به همه لباس ورزشي رايگان مي‌داد، كتاب مي‌داد، CD مي‌داد، پول مي‌داد و... گفت: بگو. گفتم مي‌گم كه من خودم ديدم 2 تا اتوبوس از قائم‌شهر آدم جمع كرد و برد ساري براي راي دادن. گفت: بگو. گفتم مي‌گم براي اينكه ديگران اعتراض نكنند خودش پيش‌دستي كرد و رفت ستاد انتخابات اعتراض به خريد و فروش آراء كرد. گفت: بگو. گفتم مي‌گم كه هيچي از دستش برنمي‌ياد و فقط يك عروسك خيمه‌شب‌بازي هست. گفت: بگو. گفتم اسمش را هم مي‌گم. اين دفعه گفت: نه! نه! نگو...
خلاصه راضي شد يك شام حسابي ما را دعوت كنه. اين هم از مزاياي وبلاگ خبر8

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 10:30  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

نتايج انتخابات حوزه انتخابيه قائمشهر به استناد آمار و ارقام كه ما هميشه از آنها گريزانيم نشان مي‌ده كه كانديداها -برخلاف نظر برخي كه نشان از برگزيده شدن حزب و جناح خاصي مي‌ده- چقدر مورد اعتماد مردم قرار گرفتند. هرچند كه نبايد از نحوه تبليغات و تخريب و شناسايي درست كانديداها به سادگي بگذريم. به هرحال با توجه به مشكلات عديده حوزه انتخابيه قائمشهر در موضوع قطعي گاز و... ميزان مشاركت مردم در انتخابات نسبتاً قابل قبول بود. از حدود ۳۲۵۰۰۰ واجد شرايط سه شهرستان قائم‌شهر، جويبار و سوادكوه و توابع آن تعداد ۴۹۸/۱۶۸ راي به صندوق ريخته شده كه تعداد ۶۲۲۴ راي، آراي باطله و سفيد و درصد مشاركت مردم حدود ۵۲٪ بود هرچند كه كمتر از گذشته ولي قابل قبول بود.
اميدواريم اين ميزان مشاركت مسئولين اجرايي را دلخوش به رضايت مردم از عملكرد آنها نكند...

1- سيد علي  ادياني راد 55,038
2- عزت اله  اكبري تالار پشتي 54,112
3- ولي  رعيت 29,044
4- محمد  حسين‌پور جويباري 20,514
5- كمال عليپور خنكداري 20,482
6- دلاور بزرگ‌نيا 16,118
7- محمد مهدي  باباپور گل افشاني 15,922
8- رمضانعلي ملك 11,654
9- ميكائيل فرج‌پور كردآسيابي 8,173
10- عشقعلي  طالبي اتويي 6,263
11- علي محمد  حسين زاده 5,884
12- نادر مختاري افراكتي 2,224
13- سيدصمد جعفري 1,536
14- قاسمعلي عبدالله‌پور 1,469
15- ميررحيم نوربخش آهنگركلائي 1,457
16- حسینعلی عابدی ركابداركلائي  831
17- محمد رضی محمدی كوچكسرايي 807
18- افشين موسوي چلك 490

 

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 9:13  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

نتايج راي‌گيري در شهرستان سوادكوه بدين شرح مي‌باشد. بديهي است كه در سوادكوه افرادي توانستند بيشترين راي را كسب كنند كه خود را يك جوري متعلق به سوادكوه بنمايانند نه اينكه مشكلات اين شهرستان از قبيل گاز را رفع كنند:

1- سيد علي  ادياني راد  15,701
2- عزت اله  اكبري تالار پشتي 9,823
3- كمال عليپور خنكداري  6,113
4- عشقعلي  طالبي اتويي 4,331
5- ولي  رعيت  3,500
6- ميكائيل فرج‌پور كردآسيابي 2,579
7- رمضانعلي ملك  2,307
8- دلاور بزرگ‌نيا  1,913
9- محمد مهدي  باباپور گل افشاني 1,382
10- علي محمد  حسين زاده 446
11- نادر مختاري افراكتي  97
12- قاسمعلي عبدالله‌پور  92
13- سيدصمد  جعفري  81
14- ميررحيم نوربخش آهنگركلائي 69
15- محمد  حسين‌پور جويباري 61
16- افشين موسوي چلك  48
17- حسینعلی عابدی ركابداركلائي  28
18- محمد محمدی كوچكسرايي 10

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 9:6  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

بعد از ماهها تلاش طرفداران و تبليغاتچي‌هاي ۱۸ كانديدا بالاخره نام دو نفر از اين صندوقها بيرون آمد. اكبري كه سابقه نمايندگي را داشته و ادياني كه اولين‌باري است كه پا تو بهارستان مي‌ذاره.
بالاخره تصميم مردم بر مقبوليت اين دو نفر بوده  و اميدواريم كه دبير ادياني بتواند در كنار عزت‌اله اكبري براي مردم شهر مثمر باشند و بعد از ۴ سال متوجه نشوند كه آدرس مجلس را اشتباه آمدند. اميدواريم كه مردم هم از اين انتخاب بعد از ۴ سال راضي بيرون بيايند.
به اميد موفقيت همه عزيزان...

  نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 9:37  توسط سیدبابک طباطبائی  | 
ميكائيل فرج‌پور كه خود را منتخب مذهبي‌ها و بسيجيان مي‌دانست در وبلاگ رسمي خود اقدام به تخريب كانديداهاي ديگر ازجمله اكبري و رعيت در جهت جمع‌آوري راي براي خود كرده است. واقعا جاي تاسف است از اين همه توهين و شايعه پراكني توسط وابستگان آقاي كانديدا.
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 11:4  توسط سیدبابک طباطبائی  | 
نتايج نظرسنجي‌اي كه در وبلاگ قرار داده بودم نتايج جالب و متفاوتي به دست اومد كه بد نيست با هم مرور كنيم:
سوال: به نظر شما کدام گروه برنده انتخابات خواهد بود؟
1- اصولگران (راست) 38.2%.  
2- اصلاح‌طلبان (چپ) 38.2%.
3- مستقل 23.4%.

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 13:29  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

وقتي من همه كانديداها را دعوت كردم تا متن مصاحبه‌شون را حاضرم در اختصاصي‌ترين و پربيننده‌ترين وبلاگ انتخاباتي -مرده تواضع خودمم- درج كنم، چند نفري برايم پيام و ايميل فرستادند كه ما علاقمند به مصاحبه هستيم. اما وقتي سوالات را ديدند، متوجه شدند كه اين از اون سوالات كليشه‌اي نيست كه همه بتونند سر و ته‌اش را هم بيارند و خداحافظ. يعني اينطوري خدمتتون عرض كنم كه با ديدن سوالات بي‌خيال مصاحبه شدند! افرادي كه توانايي پاسخگويي به سوال را ندارند چطور مي‌توانند در راس امور قرار گيرند و مملكت را اداره كنند؟
اما تصميم گرفتم سوالات اصلي كه تقريباً بين همه كانديداها مشترك هست را جدا كنم و در اين وبلاگ قرار بدم. شايد شما بتوانيد به اين سوالات پاسخ دهيد و كانديداي اصلح را انتخاب كنيم. اميد آن است.

1- سلام آقا ... . لطفاً خودتان را بصورت خلاصه معرفي كنيد؟
2- نمايندگي مجلس، غم نان ، عشق شهرت ، شوق خدمت و يا؟
3- چرا  فكر مي كنيد كه شما مي توانيد نمايندة خوبي براي مردم قائم شهر، جويبار و سوادكوه شويد؟
4- در پست هاي قبلي كه داشتيد چه قدمهاي مثمر ثمري براي همه مردم حوزه انتخابيه خود برداشتيد؟
5- آيا فكر مي كنيد شما شانسي براي منتخب مردم حوزه انتخابيه قائم شهر شدن با توجه به رقباي بزرگ داريد؟
6- از چه شيوه هاي تبليغاتي براي معرفي خود به مردم استفاده مي كنيد؟
7- با چه افراد صاحب منسب و داراي نفوذي ارتباط داريد؟
8- رفع مشكل نساجي، سرفصل تبليغات همه كانديداها . چرا؟
9- آيا شما موافق برنامه ريزي زير بنايي و در سطح ملي هستيد و يا كارهاي روبنايي و حل مشكلات مردم؟
10-تبليغات اينترنتي ، آيا فقط به داشتن يك سايت با مطالب كم بسنده مي شديد؟
11- چه ويژگي هايي در خود مي بينيد كه شما را نسبت به بقيه اصلح مي كند؟
12- آيا تجربه كافي را براي نمايندگي مجلس داريد؟
13- يه نظر شما كانديداهاي مستقل مي توانند در سطح ملي و كلان و يا حتي براي شهر و ديار خود كاري انجام دهند
14- اگر به شما بگويند كه شما به عنوان نماينده مجلس بر صندلي سبز تكيه زده ايد. اولين برنامه تان چيست؟
15- اهم مشكلات مردم حوزه انتخابيه؟

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 13:6  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

اين روزها اگه يه نگاهي به تبليغات كانديداها بكني متوجه مي‌شي كه همه به نوعي مي‌خواهند مشكل نساجي را حل كنند. در اين ميان حتي افرادي ديده مي‌شوند كه كارگران نساجي قائمشهر آنها را مسبب بيكاري خود مي‌دانند.
بالاخره اين رفع مشكل نساجي تبديل شده به يك شعار انتخاباتي براي اكثر كانديداها. هرچند كه بعضي ديگه از كانديداها اصلا به مشكل اساسي اشتغال و رفاهي مردم كاري ندارند و به فكر تلاش در جهت ارتقاء جايگاه زنان در توسعه فرهنگي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي كشور هستند!!!

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 11:32  توسط سیدبابک طباطبائی  | 
در آخرين اخباري كه از جبهه‌ها و ائتلافات مي‌رسه اينه كه برخلاف نظر 5+6 يا همون جبهه اصولگرايان قائمشهر كه ادياني و باباپور را انتخاب كرده بودند، دفتر مركزي كشور 5+6 در آخرين اطلاعيه خود كه نافي و ابطال‌كننده همه اطلاعيه‌هاي قبلي منتشره در رسانه‌ها و روزنامه‌ها بود آقايان عزت‌اله اكبري و باباپور را به عنوان برگزيدگان اين جبهه در حوزه انتخابيه قائمشهر معرفي كرد. بنابر اين اطلاعيه كليه افرادي كه ادعايي غير از اين دارند غلط مي‌باشد. بالاخره تهراني‌ها برخلاف نظر  قائمشهري‌ها خصوصاً رئيس آموزش و پرورش كه تاثير زيادي در انتخاب ادياني داشت عمل كرده و اكبري را كه هم نفوذ بيشتري داشته و هم كار اجرايي كرده را انتخاب كردند. خوش‌به‌حال طرفدارهاي اكبري!
در ضمن ادياني هم بيكار ننشسته و همه دبيران و اولياي دانش‌آموزان را در اين روزها براي جمع‌آوري راي بسيج كرده و تقريبا موبايل معلمي را پيدا نمي‌كنيد كه توسط همكارانشان در اين روزها در جهت شركت در همايشات آقاي ادياني زنگ نخورد.
  نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 19:10  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

در عصر ارتباطات و IT همه كانديداها تنها به دنبال جلسات حضوري‌اند و بويي از اينترنت و وب‌سايت نبرده‌اند. متاسفانه تنها كاربرد ابزار بسيار ارزان -تقريبا رايگان- ولي كارآمد اينترنت امروز در جهت سرگرمي و يا بالا بردن سطح كلاس و صرفاً تجملگرايانه به اين فناوري نگاه مي‌شود.
اگر سري به سايتهاي كانديداها بزنيد پشيمان مي‌شويد. 
اكثر  كانديداها از داشتن وب سايت شخصي بي‌بهره‌اند. اما در اين ميان برخي به داشتن يك وبلاگ ساده و بدون مطلب اكتفا كرده‌اند. بعضي ديگر هم پايگاه اطلاع‌رساني شخصي را با سايت خبرگزاري و نشريات الكترونيكي اشتباه گرفته‌اند و نسبت به همه چيز اظهار نظر مي‌كنند و همه نوع خبر و اطلاعيه بي‌ربط به خود كانديداها را مي‌توانيد در آنجا بيابيد. در واقع همه‌چيز در آنها هست بجز درباره خود كانديدا.

علي ادياني: وب‌سايت علي ادياني هرچند خيلي دير از ۱۵ اسفند راه‌اندازي شده ولي نسبت به ديگر رقبا از مطالب بهتري همچون ساعات و مكان جلسات و همايشها بهره‌مند است
عزت‌اله اكبري: سايت اكبري كه هنوز راه‌اندازي نشده و مشخص نيست آدرسي كه بر روي CD نوشته شده براي چيست؟
حسینعلی عابدی: تنها يك وبلاگ بسيار ساده و بي‌محتوا
محمد رضی محمدی: تنها يك وبلاگ ساده
افشين موسوي: يك وب‌سايت غيررسمي و با اطلاعات مناسب درباره خود كانديدا اما مرده و بدون اخبار روز
عشقعلی طالبی اتوئی: يك وبلاگ سرشار از عكس و بي‌محتوا (البته با اصلاح تصوير پرچم كارت ويزيت!) و مطالب سطحي
نادر مختاري افراكتي: يك وب‌سايت مرده و ساده بدون اخبار
سیدرحیم نوربخش آهنگرکلایی: يك وب‌سايت بسيار ساده و با مطالبي بي‌ربط
ولی رعیت: يك وب‌سايت معمولي با محتوايي بدون دسته‌بندي و برخي مطالب بي‌ربط و همچنين مرده و بدون اخبار مورد نياز و بسيار كند و بي‌روح
دلاور بزرگ‌نيا: يك وب‌سايت ساده و بدون محتواي ضروري و مرده
میکائیل فرج‌پور: يك وبلاگ سرشار از اخبار بي‌ربط و بي‌محتوا
باباپور: سايت ساده و با ظاهري سياه -كه در اينترنت بيشتر نشانه خرابكاري و هك مي‌ياشد- مطالب اندك و آفلاين و مرده

با نگاهي به سايتها و وبلاگها متوجه مي‌شويم كه هيچ كدام از ستادهاي انتخاباتي تفاوت بين يك وب‌سايت كانديدا و يك وب‌سايت شخصي (مانند كاتالوگ و بروشور مرده) و يك سايت خبرگزاري را متوجه نشده‌اند. و متاسفانه همگي در بهره‌گيري از اين فناوري در جهت تبليغات درست ناموفق بوده‌اند. اميدوارم در دوره‌هاي بعد اين ضعفها اصلاح شود و كانديداها از اين ابزار پويا و زنده بهره بهتري در جهت شناسايي خود ايجاد راهكارهاي پويا و آنلاين تبليغاتي ببرند.

  نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 11:35  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

متن پيام آقاي حسن اكبري:
سيد خدا
اين ره كه تو ميروي به تركستان است
قران ميفرمايد ن والقلم و ما يسطرون
يعني قسم به قلم و آنچه مينويسد . من حسن اكبري برادر عزت الله اكبري هستم
21 سال است كه از ناحيه ي گردن قطع نخاع شدم .
بابت اطلاع شما بايد عرض كنم كه از هنر و فيلمبرداري هيچي سرم نميشه . ولي اين فيلم را من با دوربين هنديكم خودم در منزل خودم به صورت مصاحبه و چند تا كليپ درست كردم با نرم افزار ادوب پريماير درست كردم.
چرا به خاطر هوي نفس آخرتت را به آتش ميكشي ؟
ارزششو داره
در منزل ما تا به حال سه بار برونشور آقاي رعيت را اداره پست آورده پس چرا داري دروغ ميگي
حيف كه از جدت درس نگرفتي وگرنه رسم مردانگي اين نيست .
هركانديدا براي خودش تبليغ ميكنه و دو نفر هم با راي مردم به مجلس ميروند.
پس چرا ما بايد بجاي تبليغ تخريب كنيم .
ما بايد به همه ي كانديداها احترام بگذاريم . مگه چه گناهي كردند .
بازم ميگم برادران عزيز : فقط تبليغ كنيد . اين انتخابات مثل هميشه چند روز ديگر تمام ميشه اما ما ميمونيم و اعمال ما و عذاب روز قيامت .
تخريب يعني بردن آبروي يك انسان مسلمان .
من با اينكه برادر آقاي اكبري هستم و براي برادر خودم تبليغ كردم و ميكنم ولي اين 8 سال اگر كساني كار داشتند آنها را به دفتر آقاي رعيت ميبردم با اينكه بهش راي ندادم . چون هركس كه راي بياره نماينده ي همه ي مردم است نه دشمن رقبا .
انشاالله كه خداوند ما را ببخشد .
با تشكر از همه ي دوستان . جانباز حسن اكبري

پاسخ بلاگر:
جناب آقاي جانباز حسن اكبري برادر محترم حاج عزت!
سلام عليكم
معمولا بنده به كمتر نظري جواب مي‌دهم و بيشتر نظرات را كه به دور از توهين و افترا باشند تائيد مي‌كنم. گواه بنده را مي‌توانيد در بخش نظرات مطالعه فرماييد. ولي بر خودم فرض دانستم تا نسبت به اعتراض جنابعالي بخاطر احترامي كه به شما قائل هستم توضيحاتي را عرض كنم.
1- آقاي حسن اكبري، به نظر شما آيا درست است كه ما از ايثارگري (جانبازي) خود سوء استفاده كنيم و در پرتو اين مصونيت دست به هر كاري بزنيم.لازم به توضيح مي‌دانم ما هم به دور از اين مسائل نيستم اما با خداي خود معامله كرده‌ايم و بس.
2- خدا را شاهد مي‌گيرم كه بر خلاف نظرات شما حتي 1 ريال از هيچ كانديدايي دريافت نكرده‌ام و هيچگونه سرسپردگي به هيچ كانديداي خاصي ندارم. و هيچ وقت حاضر نيستم كه خود را بخاطر مسائلي چه از حيث مالي و چه وابستگي خانوادگي و... بفروشم. خدا را شاهد مي‌گيرم كه يكي از كانديداهاي انتخابي بنده همواره حاج عزت بود، آن هم نه بخاطر وابستگي بلكه فقط به خاطر انتخاب اصلح.
3- فكر نكنم فعاليتهاي تخريبي كه از جانب ستاد آقاي اكبري عليه ديگر كانديداها صورت مي‌گيرد بر كسي پوشيده باشد. و بنده هم بخاطر مي‌آورم كه چه كسي در پس اين فعاليتها حضور داشت. شما چطور؟
4- لازم به توضيح مي‌دانم كه تنها 3 كانديدا با شركت پست قراداد بستند و اگر از جانب بقيه كانديداها تبليغاتي به منزلتان آورده شده از سوي ستاد و طرفداران آن نامزد بوده. البته بنده متوجه نمي‌شوم كه ارسال بسته از پست چه عيبي دارد! قبلا هم برخي از پست استفاده كردند و اثرات مثبتي هم در انتخابشان داشته است.
5- خوشحالم كه شما اين مطلب را كه هر كسي براي كانديداي خودش تبليغ مي‌كند و تخريب اثر منفي داشته و دارد را هرچند دير ولي بالاخره متوجه شديد. اميدوارم دست از كارهاي تخريبي و ايجاد شايعات فراوان برداريد.
6- محض اطلاع بايد عرض كنم كه اين وبگاه يك وبلاگ است نه سايت تبليغات براي كانديداها. براي بنده رعيت و اكبري و ادياني و باباپور و 14 نماينده ديگر هيچ فرقي نمي‌كند. بنده همواره دست‌نوشته‌ها و نظرات شخصي خود را اعلام مي‌دارم. شما نمي‌توانيد در هيچ جاي اين وبلاگ شخصي تخريب، توهين، تهمت، افترا، شايعات، حرفهاي ركيك و... بيابيد. بنده هرچيزي را كه مي‌بينم و يا مي‌دانم و يا فكر مي‌كنم اگر برخلاف قانون و شرع نباشد را منتشر مي‌كنم. و تنها تفاوت وبلاگ بنده اين است كه بدون هيچ ترس و واهمه‌اي صحبت مي‌كنم و بازديد بيش از 5000 بازديدكننده گواه بر اخبار درست و مطالب شنيدني و صحيحي است كه در اين وبلاگ همواره حضور داشته و به يك اصل نانوشته تبديل شده است.
7- بنده به خاطر ندارم در هيچ جاي وبلاگ خبر منفي و بدي از آقاي اكبري منتشر كنم. از ابتدايي كه خبر تائيد صلاحيت آقاي اكبري را دادم تا هم اكنون. مي‌توانيد سري به آرشيو وبلاگ بزنيد.
http://khabar8.blogfa.com/post-44.aspx
http://khabar8.blogfa.com/post-62.aspx
http://khabar8.blogfa.com/post-76.aspx
http://khabar8.blogfa.com/post-79.aspx
http://khabar8.blogfa.com/post-50.aspx

8- به قول خودتان شما يك جانباز هستيد ولي چرا دروغ؟ بنده واقعا متاسفم. هر كسي كه CD آقاي اكبري را مشاهده كند متوجه مي‌شود كه اين يك كار حرفه‌اي است نه كاري آماتور با Adobe Premier. فيلم اين سي دي به وسيله دوربين حرفه‌اي DVCam فيلمبرداري شده. مكان پشت صحنه فيلم هم منزل شما نيست بلكه محل كار آقاي اكبري است. متن صحبتها و سخنان آقاي اكبري هم توسط گروه حرفه‌اي نوشته شده. گوينده و دوبلور هم كه صدايش براي همه شنوندگان راديو و تلويزيون آشناست. تصويربرداري حرفه‌اي، تدوين و صداگذاري حرفه‌اي و شما؟
البته بنده متوجه ايراد اين موضوع نمي‌شوم چه اشكالي دارد كه كانديدا براي مردم هزينه كند و مردم از توانايي‌ها و عملكرد او آشنا شوند. چه بهتر كه اين فيلم به صورت زيبا موزون باشد تا مورد توجه همگان قرار گيرد. اين ادعاي شما مانند اين است كه بنده بگويم كه وبلاگم را با خودكار مي‌نويسم نه با كامپيوتر.

  نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 10:56  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

اين هم تصوير جالبي از تبليغات آقاي (دكتر) ادياني كه هنوز قانع نشده كه دكتر نيست.

در آرزوي دكتر شدن

هرچند مجبور شده عليرغم كارت ويزيتهاي ابتدايي كه عنوان دكتر ادياني را نوشته بود دانشجو را هرچند كوچك بنويسد. اكبري هم بر روي زندگينامه خود نوشته كه دانشجوي دكتري. اما در زيرنويس فيلم خود عنوان دكتر را به خود اختصاص داد. باباپور همچنان بر عنوان دكتراي علوم سياسي خود از دانشگاه تهران اصرار مي‌ورزه هرچند كه دكترامون كجا بود.

  نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 11:41  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

تنور تبليغات انتخاباتي اين روزها داغ داغه. در حوزه انتخابيه قائمشهر، جويبار و سوادكوه سه كانديداي نام‌آشنا آقايان اكبري، ادياني و باباپور با بستن قرارداد با اداره پست وظيفه توزيع بروشورها و زندگي‌نامه‌ي خود را به كارمندان اين اداره واگذار كرده‌اند. البته براي پستي‌ها هم بد نيست اين دوستان همزمان براي هر سه بروشور پخش مي‌كنند و تبليغ مي‌كنند.
ديروز صبح به محض اينكه مي‌خواستم از خونه برم بيرون اين بسته‌ها را توي حياتمون پيدا كردم. بازشون كردم ديدم بد نيستند. اول بسته تبليغاتي آقاي ادياني را باز كردم ديدم چند تا برگه توش بود. يكي از مردم بخاطر راي دادن در مرحله قبل مجلس تشكر كرده بود. يك كارت ويزيت تقويمدار توش بود و يكي هم زندگينامه و سوابق. اول رفتم سراق سوابق اجرايي، چون مهمترين بخش به نظر من اينه كه يك كانديدا سوابق اجرايي قابل توجهي داشته باشه، تا بعد از رفتن به مجلس پشيمان نشه و نگه اين كارها بدرد من نمي‌خوره مثل بعضي‌ها. خوبه ما قائمشهريها يك مقدار حواسمون را جمع كنيم تا به هر كسي كه ادعاي نمايندگي مي‌كنه راي نديم مثل دوره قبل. بالاخره رفتم سراغ رزومه. متوجه شدم كه دبيرادياني يك فرد كاملا فرهنگيه و بيشترين زمان را هم در آموزش و پرورش گذرونده. به نظر مي‌رسه آقاي ادياني چند سالي بايد يك پست و مقام اجرايي قابل توجهي را داشته باشه تا كاملا با سيستم اداري كشور آشنا بشه بعدا به فكر نمايندگي مجلس بيفته.
بسته دوم را كه باز كردم تصوير تمام قد آقاي باباپور را ديدم كه با چندتا دانشجو با تيپهاي عجيب و غريب عكس انداخته بود. خوب كه دقت كردم ديدم عكس جديديه چون پرچم محرم در پشت عكس به چشم مي‌خورد. ايشون هم مثل آقاي ادياني عملكرد قابل قبولي در عرصه اجرايي نداشتند.
بسته سوم را كه از همه بزرگتر بود مال حاج عزت اكبري خودمون بود. ديدم آقاي اكبري از همه حرفه‌تر تبليغ كرده. مثل اينكه طرفداران اكبري از دوره‌ها قبل درس عبرت گرفتند و بجاي تخريب رقيب به تبليغ خود پرداختند. -هرچند كه دار و دسته رعيت مي‌گند كه بمباران شايعات عليه رعيت مثل پخش كت و شلوار و ايرانسل و... بيشتر از خاكريز طرفدارهاي اكبري بلند مي‌شه.- يك كاتلوگ گلاسه با جنس بسيار عالي تمام رنگي با رنگهاي شاد و چينش و صفحه‌آرايي بسيار زيباتر از آن. ته توش و در آوردم متوجه شدم كه كار تبليغات اكبري را يك شركت بزرگ تهراني طراحي و چاپ كرده. بعد نايلون باكلاس بسته را باز كردم يك CD كه روش تصوير زيبايي نقش بسته بود را هم پيدا كردم. خيلي خوشم اومد ديدم كه كانديداهاي شهر ما هم به اين بينش رسيده‌اند و براي تبليغات از روشهاي نوين استفاده مي‌كنند. فيلم سي دي را كه ديدم بيشتر خوشم اومد چون فيلم بسيار حرفه‌اي و با دوبله و مونتاژ حرفه‌اي ها ساخته شده بود. مثل اينكه يك گروه صدا و سيمايي توي تهران كه شركت تبليغاتي دارند كار ساخت اين فيلم بسيار زيبا را كشيده بودند. -هرچند كه صحبتهاي اكبري خيلي زياد به نظر مي‌رسه-
اما متاسفانه مي‌تونم به جرات بگم كه هيچ كدوم از كانديداها برنامه‌اي براي نماينده شدن ندارند. همه برنامه‌هايي كه بيان كردند به صورت كلي و بدون طرح و نقشه است. صحبتها به اندازه‌اي غيرعملي است كه مردم نمي‌توانند بعد از راي آوردن از آنها بازخواست كنند. مثلا تلاش درجهت حفظ ارزش پول ملي، فعاليتهاي منظم جهت اجراي اصل ۴۴ قانون اساسي با توجه به منافع آحاد مردم و...
درضمن آقايان ادياني و باباپور هم براي عنوان خود از خطيب، نويسنده، دانشمند و... از اين قبيل حرفها بكار برده‌اند، بايد توجه كنند كه نمايندگي مجلس مرد عمل مي‌خواهد نه مرد سخن.
رعيت هم از ترس ضدتبليغ عليه خودش مثل اينكه به طور كل بي‌خيال تبليغ شده و همه كارها را تعطيل كرده.
از ديگر كانديداها هم هنوز بروشوري به دستم نرسيد تا حالا.

  نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 11:13  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

دوران تبليغات انتخابات مجلس شوراي اسلامي ايران با تبليغات رياست جمهوري امريكا تقريبا با هم تقارن پيدا كرده‌اند. هرچند كه در اكثر كشورها مانند آمريكا زمان تبليغات خیلی بيشتر  از ۱ هفته است.
بد نيست كه با هم به تجزيه و تحليل اين امر و مقايسه بين انتخابات رياست جمهوري آمريكا و حوزه انتخابيه قائمشهر خودمون بپردازيم!
اول اينكه در آمريكا حرف اول و آخر را حزب مي‌زند، چيزي كه در قائمشهر بي‌معني است. بدين صورت كه دو ائتلاف بزرگ دموكرات و جمهوري‌خواه ابتدا اقدام به راي گيري در بين اعضاي حزب خود در همه ايالتهاي آمريكا مي‌كنند و از هر حزب تنها ۱ نفر كانديداي رياست جمهوري مي‌شود. البته اين طور نيست كه در بين خود حزب هم كلي آدم خودشون را كانديدا كنند. تنها آدمهايي كه داراي نفوذ سياسي بالا و مقبوليت اجتماعي و حسن سابقه هستند آن هم از بين سناتورها انتخاب مي‌شوند. پس مي‌بينيم كه افرادي كه شانس راي آوردن دارند قبلا امتحان خود را در كارهاي بزرگ پس داده‌اند. اما در قائمشهر هركسي مي‌تواند خود را كانديدا كند فقط يك سري شرايط عمومي بسيار ساده وجود دارد كه آنها را بايد پاس كند. شوراي نگهبان هم فقط افراد را از لحاظ داشتن شرايط اوليه بررسي مي‌كند. آراء در قائم‌شهر بيشتر به صورت قومي و قبيله‌اي و يا قشري توزيع مي‌شود.
درست است كه مردم آمريكا داراي فرهنگ غربي هستند اما نسبت به كشورهاي اروپايي و ديگر كشورهاي غربي نسبتاً مذهبي‌ترند. به همين دليل به افرادي راي مي‌دهند كه حداقل‌هاي دين و مذهب را قبول داشته باشد. مثلاً باراك اوباما و هيلري كلينتون هر دو دموكرات هستند اما كلينتون بخاطر اظهارنظر نامربوطي كه در مورد آزادي برخي گروههاي ... داشت -جهت جمع‌آوري راي آنها- مجبور به عوض كردن حرف خود شد. و اوباما داراي چهره‌اي مذهبي‌تر نسبت به كلينتون است. يكبار هم از كلينتون سوال شد كه در مواجهه با مشكل همسرت بيل در دوران رياست جمهوري چطور رفتار كردي؟ جواب داده بود كه به خدا پناه بردم و...
پس هر دو حوزه انتخابيه نسبت به دين و مذهب حساس هستند.
تخريب كانديداها نسبت به هم كمتر از قائمشهر است. در قائمشهر تخريب به صورت كاملا غيرحرفه‌اي و كودكانه انجام مي‌گيرد. مثل بمباران شايعات نسبت به يكي از كانديداها مطرح، مثلا خريد ۲۵۰۰۰ سيمكارت ايرانسل با هزينه‌ي ۳۷۵ ميليون توماني. كدام عقل سليمي اين را باور مي‌كند كه يك كانديدا ۲۵۰۰۰ سيمكارت ايرانسل را بخرد. اصلا چنين چيزي امكان ندارد چون براي خريد هر سيمكارت مي‌بايست با ارائه فتوكپي شناسنامه به نام فرد صادر شود. يا خريد بيش از ۵۰۰ دست كت و شلوار و اهدا به مردم و تقريبا هر راي بيش از ۵۰ هزار تومان كه اصلا با عقل جور در نمي‌آيد.
اما در ايالات متحده آمريكا تخريب بيشتر جنبه حمله به فرد مقابل را دارد مثلا متهم كردن فرد به سرقت ادبي نطق و سخنراني بدون ذكر نويسنده اصلي اثر. يا ناكارآمد بودن طرح رقيب و يا تخريب با مدرك مانند انتشار تصوير باراك اوباما با لباس سوداني و گفتن مسلمان بودن وي به جهت كاهش آرا و يا هيلري با روسري و...
ميزان آراي مردم در آمريكا وابستگي زيادي به برنامه‌ها و طرح كانديدا دارد. مثلاً كاهش نرخ سود بهره، كاهش تورم، افزايش خدمات بيمه‌اي و رفاه، كاهش ماليات و.... اما متاسفانه در قائمشهر ميزان آرا بسته به ميزان خوب صحبت كردن و بلوف زدن دارد. مثلا يكي از كانديداها كه متهم به بستن كارخانجات شهرستان هست مي‌گويد كه من مي‌خواهم قائمشهر را به قطب صنعت كشور تبديل كنم. اگر همه كانديداها اينچنين بخواهند همه‌جاي كشور تبديل به قطب صنعتي مي‌شود و يا دفاع از حقوق اقشار خاص مانند فرهنگيان كه از عهده يك نماينده مجلس بيرون است.

  نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 12:54  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

آقای شاهین جوادی طي پست الكترونيكي كه به وبلاگ ارسال كردند انصراف خود را اعلام كردند. اميدواريم ايشان در هرجايي كه هستند موفق باشند. تا حالا ۱۸ نفر در اين كارزار باقي مانده‌اند.

  نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 12:32  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

۱- صحبتهای داغی شنيده مي‌شه مبني بر انصراف آقاي شاهين جوادي
۲- خانه كارگر از آقايان اكبري و رعيت حمايت كرده
۳- سومين مطلب جالب اينه كه احتمالاً آقايان ادياني، باباپور، اكبري و غيره بجاي درس خوندن رفتن اداره ثبت احوال اول اسم همگي يه "دكتر" ناقابل اضافه كردند. شايد هم زياد شبكه‌هاي ماهواره‌اي و لس‌آنجلسي نگاه مي‌كنند كه همه مجرياش دكترند.

  نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 13:27  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

يكي از روشهاي نه چندان نوي اطلاع‌رساني استفاده از تكنولوژي‌هاي نوين مانند اينترنت است. متاسفانه كانديداهاي محترم مجلس هنوز به ميزان اثرگذاري و نفوذ اين رسانه اعتقاد پيدا نكرده‌اند. به هر حال بنده تصميم گرفته‌ام با هر يك از اين ۱۹ داوطلب تائيد صلاحيت‌شده -مثل هميشه به دور از هرگونه وابستگي و دلبستگي- كه تمايل دارند با وبلاگ خبر۸ -به عنوان پر بيننده‌ترين وبلاگ تخصصي حوزه انتخابيه قائم‌شهر- مصاحبه انجام دهند و توانايي‌هاي خود را به مردم معرفي‌ كنند.
در اين راه بنده هيچ‌گونه تفاوتي بين كانديداها قائل نخواهم شد و سوالات و جوابها را به طور كامل درج خواهم كرد و همه ۱۹ نفر را با يك وبكم خواهم ديد!
بنابراين هر يك از اين ۱۹ نفر كه علاقمند به مصاحبه اينترنتي هستند مي‌توانند به آدرس mokhber8@yahoo.com ايميل ارسال كنند و يا در بخش نظرات درخواست خود را اعلام دارند.
اين گوي و اين ميدان. ياعلي!

  نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 10:41  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

گفته مي‌شود ابوطالب شفقت استاندار مازندران تا پايان سال ۸۶ در مسند استانداري مازندران جا خوش كرده و بعد از انتخابات بايد دفتر و دستكش را جمع كند و به جاي دگر رود.
شنيده‌ها حاكي است كه جانشين سردار شفقت هم مشخص شده و آماده است تا پست استانداري مازندران را به خود اختصاص دهد. هر چند كه اسامي مختلفي براي جانشيني آقاي استاندار شنيده مي‌شود اما خبر موثقي كه بنده در اختيار دارم اين است كه اسم مهندس كريمي معاون پارلماني فعلي وزير تعاون براي تصدي اين پست حتمي شده.
مهندس كريمي چند سال قبل فرماندار شهرستان قائمشهر بود سپس به محل كار ابتداي خود يعني وزارت نفت بازگشت و مديرعامل ايران‌گاز شد. دوران حكومت كريمي در قائمشهر با رياست محمد عباسي بر دانشگاه آزاد قائم‌شهر همزمان بود. عباسي از همان زمان با شيوه‌هاي خاص مديريتي كريمي آشنا شد و بعد از وزير شدن، كريمي را به سمت مديرعامل صندوق تعاون منصوب كرد. گفتني است كريمي از همان ابتدا هر جايي كه مي‌رفت عظيمي معاون و از بستگان خودش را هم مي‌برد و اين تيم ۲ نفره در صندوق تعاون هم شكل گرفت. سپس عباسي تصميم گرفت كه وي را به معاونت پارلماني وزارت تعاون ارتقاء دهد و عظيمي هم به مديرعاملي صندوق تعاون رسيد.
مسئولين استاني علي‌الخصوص مسئولين استانداري و فرمانداري‌هايي كه به واسط سياسي بازي و نه بواسط شايستگي بر سر كار آمده‌اند (علي‌الخصوص از دانشگاه آزاد و نهادهاي نطامي) بيشتر مراقب تغيير و تحولات باشند.
به گفته بسياري از مديران، كريمي يك مدير موفق و مدبر مي‌باشد و با شيوه‌هاي مديريتي انحصاري‌اش در قائمشهر موفق عمل كرد. شايد كريمي بتواند مشكلات عديده‌ي استان مازندران مانند مشكل پالايشگاه و به طور كلي صنعتي شدن استان را به كمك نمايندگان مجلس هشتم سر و سامان بخشد. به هرحال بايد منتظر ماند و ديد.

  نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 9:28  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

شايد اين مطلب را هركسي بداند كه معمولا در روستاها حرف اول و آخر را اعضاي شوراي آن روستا مي‌زنند. اعضاي شوراي روستاها واقعا برآمده از بطن مردم هستند و روستاييان آنان را از خود مي‌دانند (برخلاف شوراهاي شهر). شايد بتوان مهمترين علل آنرا نزديكي و خويش و قومي روستاييان با يكديگر دانست ولي اين تنها دليل نيست. يكي ديگر از علل مهم و كليدي اين است كه اعضاي شوراهاي اسلامي روستا به دنبال كسب منافع بيشتر -مانند گرفتن پروانه، تخفيف ويژه و حق‌الجلسه‌هاي آنچناني- براي خود نيستند. در واقع روستائيان بيشتر شوراي اسلامي هستند تا شهريان!
اگر بتوان اين مدل را بسط داد و شهرهاي كوچك و بزرگ را هم از اين نوع شورا بهره‌مند كرد شايد منظور قانون اساسي و مسئولان ارشد نظام را مي‌شد بخوبي معني كرد.
البته شايد برخي از خوانندگان وبلاگ بتوانند مثال نقصي را براي خود بيابند. درست است. مطلب من بيشتر در مورد جو حاكم بر شوراهاي اسلامي روستا مي‌باشد و نه موارد استثنايي (مثل درگيري‌هاي قومي و يا عطش پست و يا مرزهاي زميني و هوايي و...).
از اين رو اكثر كانديداها براي جمع كردن آراي روستا به لابي رئيس و اعضاي شوراي روستا مي‌پردازند. اگر شوراي روستايي از زيركي و تيزهوشي برخوردار باشد مي‌تواند با لابي با كانديدايي كه هم احتمال راي آوردنش بيشتر است و هم توانايي انجام كار و يا سرازير كردن بودجه‌‌ها به سمت روستايشان را دارند، اقدام به آباداني روستا و افزايش رفاه و توسعه روستا بپردازند.

  نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 12:5  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

وقتي يه چرخي توي بازار و ادارات و كوچه و پس كوچه‌ها بزني متوجه مي‌شي كه از بين اين ۱۹ نفري كه كانديدا شدند بيشترشون سياهي لشكرند و بنزين لازم براي رسيدن به مجلس را ندارند. بنابراين اگر يك كم منطقي باشيم و توجهي به تعصبات قوم و قبيله‌اي نكنيم متوجه خواهيم شد كه راي دادن به آنها در واقع مثل اينه كه راي خود را سفيد بنويسم! در واقع الان كه فرصت رأي دادن داريم بهتره كه ما هم در انتخابات اثرگذار باشيم و بتونيم از بين افرادي كه شانس بالايي براي راي آوردن دارند يكي را انتخاب كنيم.
در حوزه‌هاي انتخابيه كوچك برخلاف كلان‌شهرها حزب و سياسي‌بازي حرفي براي گفتن ندارد. تنها افرادي مي‌توانند نماينده مجلس شوند كه قبلا پست مديريتي اجرايي داشته باشند و براي مردم كار كرده باشند. يعني مردم بتوانند به وي اعتماد كنند كه پس از رفت به مجلس فقط دنبال كارهاي زيربنايي و ملي نباشد و براي بچه‌هاي آنها شغل ايجاد كند و مشكل وام آنها را حل كند و از اين كارهاي مهم كه به قول بعضي‌ها پيش‌پا افتاده است.
اما درحال حاضر  در قائمشهر از جناح اصولگرا باباپور از شانس بيشتري نسبت به بقيه‌ي همفكران خود به جهت فعاليت شديد انتخاباتي و سخنراني‌هاي ۲ تا ۳ ساله برخوردار است. و رعيت هم از اصلاح‌طلبان به جهت ايجاد اشتغال شانس بالايي را براي ورود مجدد به مجلس دارد.
البته تا زمان انتخابات بايد منتظر بود و ديد كه چه كسي مي‌تواند جو را به نفع خود تغيير دهد.

  نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 12:29  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

بعد از ممنوع شدن چاپ و چسبوندن پوستر و عکس بر روی در و دیوار، ساز و كار تبليغات كانديداها عوض شده و بايد طرحي نو در اندازند.
اين روزها اكثر كانديداها سخت و به صورت ۲۴ ساعته و شبانه‌روزي مشغول تبليغ هستند -حتي برخي ردصلاحيت شده‌ها هم همينطور- اكثراً با سفر به روستاها و جلسه با روستاييان و هماهنگي با اعضاي شوراها اقدام به سخنراني و قول قرار مي‌كنند. بعضي از كانديداها از افراد ديگر و ذي‌نفوذ هم براي سخنراني و تعرف و تمجيد از خود استفاده مي‌كنند.
حتي بعضي از علاقه‌مندان به نمايندگي مجلس هم كه توانايي سخنراني را ندارند از برادر خود براي سخنراني دعوت مي‌كنند.
بالاخره همه با تمام قوا مشغول تبليغات هستند.

  نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 11:2  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

اگه دوره‌هاي قبل انتخابات يادتون باشه معمولا كانديداها را با عنوان "حاجي" صدا مي‌زدند. در اون سالها معمولا همه‌ي كانديداها حاجي بودند و يا مي‌شدند. اما در اين دوره انتخابات يك عنوان ديگه به "حاجي" اضافه شد و اون هم "دكتر" هست. تقريباً شما نمي‌توانيد كانديدايي را پيدا كنيد كه دكتر نباشه. انگار دكتر بودن تبديل شده به يك ضمير (سوم شخص مفرد كانديدا). خيلي از اين افراد دكتر و يا به اصطلاح دكتر در حال درس خوندن (البته در دانشگاه‌هاي بدون كنكور خارج از كشور) هستند و هنوز درسشون تموم نشده. بعضي‌هاشون هم اصلاً دكتر نيستند و فقط دكترها را دوست دارند. عده‌اي هم پيدا شدند كه مجبور به خريد مدرك شدند (كه حتي بعضي‌هاي شون هم به اين خاطر رد صلاحيت شدند). چند نفري هم پيدا مي‌شوند كه اقدام به معادل‌سازي كرده‌اند تا بتوانند از اين عنوان در تبليغاتشون استفاده كنند.
الان كه همه دكترند اميدواريم كه هزينه ويزيت دكترها كم بشه تا ما هم بتونيم بريم مطب دكتر و بيماري انتخاباتي‌مون را درمان كنيم...

  نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 11:35  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

يك مطلب جالب از سايت آقاي ابراهيم‌زاده مديرعامل سابق گاز مازندران ديدم، گفتم بهتره شما را هم در جريان بذارم. سايت رسمي آقاي مهندس محمد اسماعیل ابراهیم زاده حاميان ايشان را به شرح ذيل ليست كرده است. راست و دروغش گردن گردانندگان سايت و خود آقاي ابراهيم‌زاده.
نكته جالب توجه اينكه آقاي ابراهيم‌زاده نتوانست در اولين دور بررسي‌هاي شوراي نگهبان تائيديه صلاحيت خود را دريافت كند. (هر چند كه با تائيد صلاحيت هم بعيد بود بتواند با مشكلات گازي قائمشهريها وارد مجلس شود).

سید محمد سادات‌نیا برادر سه شهید وعضو شورای شهر قائمشهر
مادر شهیدان کشوری
برادر شهیدان رضایی
حاج رضاحبیبی عضو شورای شهر قائمشهر
مهندس صمد کاظمی کاندیدای سابق شورای شهر  قائمشهر
مهندس فرج پور عضو کاندیدای سابق شورای شهر  قائمشهر
مهندس اصغری سرخی کاندیدای سابق شورای شهر  قائمشهر
دبیر غفوری عضو اسبق شورای شهر قائمشهر
مهندس روحی عضو شورای شهر جویبار
اسماعیل ندامانی عضو شورای شهر جویبار
آقای سجادی عضو شورای کورخیل
کریم براری عضوشورای شهر کیاکلا
کیومرث توریان عضو شورای شهر کیاکلا
جواد شفیعی عضو شورای شهر کیاکلا
خانم نیکجو عضوشورای شهر کیاکلا
دبیر جوادی عضو شورای شهر پل سفید
محمود امیر پور عضو شورای شهر زیراب
آقای قربان نژاد عضو شورای شهر زیراب
اکبر رهنما عضو شورای شهر شیرگاه
آقای محسن پور عضوشورای شهر شیرگاه
عارف جعفرنژاد عضوشورای شهر شیرگاه

  نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 12:58  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

بالاخره بررسي شوراي نگهبان تمام شد و اين افراد تونستند از اين امتحان با نمره قبولي بيرون بيايند. -به قول مقام معظم رهبري حداقل صلاحيت را كسب كردند- هر چند تا ۳ روز ديگر زمان اعتراض مجدد و بررسي را دارند ولي بعيد به نظر مي‌رسد اتفاق خارق‌العاده‌اي در اين ليست ۱۹ نفري حوزه انتخابيه قائم‌شهر، جويبار و سوادكوه رخ دهد.

1- سيد علي  ادياني راد (دبير آموزش و پرورش)
2- عزت اله  اكبري تالار پشتي (رئيس سازمان صنايع استان تهران)
3- محمد  حسين‌پور جويباري (قوه قضائيه)
4- علي محمد  حسين زاده (دبير بازنشسته)
5- ولي  رعيت (نماينده مجلس)
6- نادر مختاري افراكتي (مدرس دانشگاه)
7- محمد مهدی باباپور گل افشانی (مدرس حوزه و دانشگاه)
8- دلاور بزرگ نیا (سازمان گردشگري)
9- سید صمد جعفری
10- شاهین جوادی (مركز پژوهش‌هاي مجلس)
11- عشق علی  طالبی اتویی (فرهنگي)
12- حسینعلی عابدی رکابدار
13- فاسمعلی عبدالله پور (بيكار)
14- کمال علیپور (شهردار يكي از مناطق تهران)
15- میکائیل فرجپور کردآسیابی (پاسدار و جانباز)
16- محمد رضی محمدی کوچکسرائی (مشاور خانواده و جوانان)
17- رمضانعلی  ملک (بازرگاني مازندران و تعاون سمنان)
18- افشین موسوی (گروه کتابداری دانشگاه آزاد بابل )
19- میررحیم نوربخش آهنگركلايي (قاضي و وكيل)

  نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 9:54  توسط سیدبابک طباطبائی  | 
در دور جديد تائيدي‌ها (۲۰۵ نفري) حوزه انتخابيه قائم‌شهر، جويبار و سوادكوه از تائيدي‌هاي جديد بي‌نصيب بود. از مازندارن اين افراد سوار اتوبوس انتخابات شدند:
داود صابري - بهشهر
سيدشهاب‌الدين كاظم‌دينان - آمل
سيدرفيع كاظمي - نوشهر
جهانبخش پورآهنگريان - تنكابن
محمد محمدپور - آمل
بهرام مرادي - تنكابن

گفتني است تعداد ديگري از تائيد صلاحيتها فردا (جمعه ۳/۱۲/۸۶) اعلام مي‌شود.

  نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 10:34  توسط سیدبابک طباطبائی  | 
از استان مازندران اين افراد جزء ۲۵۳ تائيديه‌ها بودند به نقل از خبرگزاری فارس:
علي اردشير - بابل
مهتاب چشمارو - ساري
سيدباقر حسيني - تنكابن و رامسر
محمدعلي شايسته لنگرودي - نوشهر و چالوس
محمدباقر صباغي - ساري
محمود عابدي اميري - بابل
حسينعلي عابدي‌ ركابدارگلائي - قائم‌شهر و سوادكوه و جويبار
قاسمعلي عبدالله‌پور - قائم‌شهر و سوادكوه و جويبار
كمال عليپور خنكداري - قائم‌شهر و سوادكوه و جويبار
ميكائيل فرج‌پور - قائم‌شهر و سوادكوه و جويبار
مسعود فرجاد - آمل
سيدمظاهر كيا‌نژاد - بابل
حسن لطفي‌نژاد - نوشهر و چالوس
انوشيروان محسني بنديل - نوشهر و چالوس
احمد محمدپور - بابل

از حوزه انتخابيه قائمشهر هم اين دوستان:
محمدرضي محمدي‌ كوچك‌سيرايي - قائم‌شهر و سوادكوه و جويبار
رمضان‌علي ملك - قائم‌شهر و سوادكوه و جويبار
افشين موسوي چلك - قائم‌شهر و سوادكوه و جويبار
ميررحيم نوربخش - قائم‌شهر و سوادكوه و جويبار
  نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 11:29  توسط سیدبابک طباطبائی  | 

وقتي صحبت از مجلس و نمايندگي مي‌آيد همه شاعر، خواننده، سخنران، پرهيزكار، دانشمند، دكتر، متخصص و... مي‌شوند. اين قدر فضاي سياسي سنگين و خشكه كه تصميم گرفتم براي تغيير ذائقه شما شعري كه در مدح آقاي طالبي طرفدارانش سرودند خدمتتان ارائه كنم.

عشق فقط عشقعلی رهبر فقط سیدعلی
عشق علی به مجلس میرود همچون مدرس میرود
نماینده محبوب تو مارا میشناسی خوب
صل علی محمد حاج عشقعلی خوش امد
عاشق رهبر امد خوشا سلامت اید
قائمشهر و سوادکوه کیاکلا جویبار آمد شعار او بود این تنویر افکار باید
زود برو به مجلس غم را زدل زدایی رهایی رهایی جدایی از بیکاری

اين هم شعري بود بعد از كارت ويزيت. باز بگيد كه از تازه واردها براتون بنويسم. چه طور بيد؟ خوب بيد؟

  نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 10:3  توسط سیدبابک طباطبائی  | 
1- باید جمع بشه  9رای - 15.5%
2- بیخوده ولی باشه 11رای - 18.9%
3- عالیه ادامه بده  38رای - 65.5%
اين نتايج نظر سنجي بود كه از ۱۷/۱۱/۱۳۸۶ تا امروز يعني ۳۰/۱۱/۱۳۸۶ در وبلاگ به صورت زنده و بدون خدشه و نظرسازي برگزار شد. ممنون از اونهايي كه از وبلاگ راضي بودند.
  نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 8:46  توسط سیدبابک طباطبائی  | 
در آخرين آماري كه شوراي نگهبان از تائيدي‌ها داده بود (۲۹۰ نفري) اين دو نفر از حوزه انتخابيه قائمشهر تائيد شدند:
۱- دلاور بزرگ‌نيا
۲- شاهين جوادي
اين دو نفر را به اون ليست ۹ نفره اضافه كنيد. بقيه هيچ كدوم تائيد نشدند تا حالا!

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 10:37  توسط سیدبابک طباطبائی  | 
 
  POWERED BY KHABAR8.BLOGFA.COM